فرهنگ آریانپور
راندن با باد
#۱۰۱٬۴۶۶
drift
توده باد آورده، جسم شناور، برف باد آورده، معنى، مقصود، جریان آهسته، جمع شدن، توده شدن، بى اراده کار کردن، بى مقصد رفتن، دستخوش پیشامد بودن، یخرفت، راندگى
raving
یاوه گو، دیوانه
possessed
دارا بودن، داشتن، متصرف بودن، در تصرف داشتن، دارا شدن، متصرف شدن