فرهنگ آریان‌پور

ران

#۱۰۱٬۴۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

run

(past: ran ; past participle: run) ـ راندن، رانش، دایر بودن، اداره کردن، دویدن، پیمودن، پخش شدن، جارى شدن، دوام یافتن، ادامه دادن، نشان دادن، ردیف، سلسله، ترتیب، محوطه، سفر و گردش، رد پا، حدود، مسیر، امتداد

۲

leg

پایه، پا، قسمت، ساق پا، ساقه، ران، پاچه، پاچه شلوار، بخش، پا زدن، دوندگى کردن

۳

thigh

(کالبد شکافى) ران

۴

haunch

گرده، کفل، سرین، گوشت ران و گرده بیس‌ بال‌