فرهنگ آریانپور
رام
#۱۰۱٬۳۸۶
tame
رام، اهلى، بیروح، بیمزه، خودمانى، راه کردن
docile
رام، سر به راه، تعلیم بردار، مطیع
treatable
رام، نرم، تعلیم بردار، قابل درمان، قابل بحث
tractable
رام شو، رام کردنى، سربراه، نرم، سست مهار
meek
فروتن، افتاده، بردبار، حلیم، با حوصله، ملایم، بیروح، خونسرد، مهربان، نجیب، رام
inward
درونى، تویى، داخلى، (مجازى) باطنى، ذاتى، داخل رونده، دین دار، پرهیزکار، رام، درون
gentle
نجیب، با تربیت، ملایم، آرام، لطیف، مهربان، آهسته، ملایم کردن، رام کردن، آرام کردن
benedict
نوداماد، (م.ل.) مبارک، خجسته، سعید، خوشحال، ملایم، سست، رام، نرم
domestic
خانگى، خانوادگى، اهلى، رام، بومى، خانه دار، مستخدم یا خادمه
obedient
فرمانبردار، مطیع، حرف شنو، رام
amenable
تابع، رام شدنى، قابل جوابگویى، متمایل
manageable
قابل اداره کردن، کنترل پذیر، رام
pliant
نرم، خم شو، راضى شو، زود راضى شو، دمدمى مزاج، تاشو
ductile
هادى، مجرایى