فرهنگ آریانپور
راضی شدن
#۱۰۱٬۳۲۹
admit
پذیرفتن، راه دادن، بار دادن، راضى شدن (به)، رضایت دادن (به)، موافقت کردن، تصدیق کردن، زیربار (چیزى) رفتن، اقرار کردن، واگذار کردن، دادن، اعطاء کردن
supple
نرم، (در بافت) قابل ارتجاع، کش دار، تغییر پذیر، نرم شدن، راضى شدن، انعطاف پذیر
consent
رضایت، موافقت، راضى شدن، رضایت دادن
acquiesce
تسلیم شدن، تن در دادن، راضى شدن، رضایت دادن، موافقت کردن، آرام کردن
agree
خوشنود کردن، ممنون کردن، پسند آمدن، آشتى دادن، مطابقت کردن، ترتیب دادن، درست کردن، خشم (کسى را) فرو نشاندن، جلوس کردن، نائل شدن، موافقت کردن، موافق بودن، متفق بودن، همراى بودن، سازش کردن