فرهنگ آریانپور
راضی
#۱۰۱٬۳۲۶
happy
خوش، خوشحال، شاد، خوشوقت، خوشدل، خرسند، سعادتمند، راضى، سعید، مبارک، فرخنده
content
محتوى، مضمون، گنجایش، حجم، مقدار، مندرجات، مفاد، خوشنود، راضى، راضى کردن، قانع کردن، خرسند، خرسند کردن
pleased
خوشنود، خوش وقت، راضى، ممنون
contented
محتوى، مضمون، گنجایش، حجم، مقدار، مندرجات، مفاد، خوشنود، راضى، راضى کردن، قانع کردن، خرسند، خرسند کردن content
satisfied
خرسند کردن، راضى کردن، خشنود کردن، قانع کردن
acquiescent
خشنود، راضى، ساکت، راضى شونده
willing
خواست، اراده، میل، خواهش، آرزو، نیت، قصد، وصیت، وصیت نامه، خواستن، اراده کردن، وصیت کردن، میل کردن، فعل کمکى " خواهم " will
resigned
تن به قضا داده، تن به رضا (خدا) داده، تسلیم پیشامد یا تقدیر، مسلم
agreeable
سازگار، دلپذیر، مطبوع، بشاش، ملایم، حاضر، مایل
comfortable
راحت، خوشایند