فرهنگ آریان‌پور

راسو

#۱۰۱٬۳۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

fisch

(جانور شناسى) راسو، ظربان، پوست راسو یا گربه قطبى

۲

ferret

موش خرما، راسو، (مجازى) آدم کنجکاو، کنجکاوى کردن، کاوش

۳

weasel

(جانور شناسى) راسو، جانوران پستاندار شبیه راسو، دروغ گفتن، شانه خالى کردن

۴

fitchew

(جانور شناسى) راسو، ظربان، پوست راسو یا گربه قطبى