فرهنگ آریانپور
راسخ
#۱۰۱٬۳۱۰
firm
شرکت، تجارتخانه، کارخانه، موسسه بازرگانى، استوار، محکم، ثابت، پابرجا، راسخ، سفت کردن، استوار کردن
thick and thin
در هر حال، در دشوارى و سهولت، راسخ
fixed
کار گذاشتن، درست کردن، پابرجا کردن، نصب کردن، محکم کردن، استوار کردن، سفت کردن، جادادن، چشم دوختن به، تعیین کردن، قرار دادن، اب کسى رسیدن، تنبیه کردن، ثابت شدن، ثابت ماندن، مستقر شدن، گیر، حیص و بیص، تنگنا، مواد مخدره، افیون
strong
نیرومند، قوى، پر زور، محکم، سخت
decided
قطعاً، حتما
unfailing
تمام نشدنى، کم نیامدنى، پایدار، باوفا unshakeable unwavering
invincible
شکست ناپذیر، مغلوب نشدنى
indomitable
رام نشدنى، سرکش، سخت، غیر قابل فتح، تسخیر نا پذیر، تسلط ناپذیر