فرهنگ آریانپور
راستین
#۱۰۱٬۲۸۷
real
راستین، حقیقى، واقعى، موجود، غیر مصنوعى، طبیعى، اصل، بى خدشه، صمیمى real TRUE
right
مستقیم، راست، درست، صحیح، واقعى، بجا، حق، عمودى، قائمه، درستکار، در سمت راست، درست کردن، اصلاح کردن، دفع ستم کردن از، درست شدن، قائم نگاه داشتن، قائم، ذیحق
sooth
راستى، براستى، درحقیقت، راستگو، تسکین دهنده، تفال، پیشگویى، ضرب المثل
honest
راستکار، راد، درست کار، امین، جلال، بى غل و غش، صادق، عفیف
factual
وابسته به واقع امر، حقیقت امرى، واقعى
literal
لفظ، لفظى، تحت اللفظى، حرفى، واقعى، دقیق، معنى اصلى
sincere
بى ریا، راست نما، مخلص، صادق، صمیمى
practical
عملاً، درعمل، تقریبا، درواقع، در معنى، مى توان گفت reallife
veritable
واقعى، بتحقیق، بحقیقت، قابل اثبات حقیقت