فرهنگ آریان‌پور

راستی

#۱۰۱٬۲۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

truth

راستى، صدق، حقیقت، درستى، صداقت

۲

rectitude

راستى، راستگرى، درستى، درستکارى، صحت، صحت عمل

۳

real

راستین، حقیقى، واقعى، موجود، غیر مصنوعى، طبیعى، اصل، بى خدشه، صمیمى real erectness

۴

troth

وفا، وفادارى، پیمان، (معنى مجازى) نامزد کردن، راستى، براستى، از روى ایمان، نامزدى

۵

indeed

براستى، راستى، حقیقتاً، واقعاً، هر آینه، در واقع، همانا، فى الواقع، آره راستى

۶

really

واقعاً، راستى

۷

veracity

راستگویى، صداقت، راستى، صحت

۸

fidelity

وفادارى، راستى، صداقت

۹

integrity

تمامیت، بى نقص، درستى، امانت، راستى، بى عیبى، کمال

۱۰

just

(joust =) ـ عادل، دادگر، منصف، با انصاف، بى طرف، منصفانه، مقتضى، بجا، مستحق (در گویش) فقط، درست، تنها، عیناً، الساعه، اندکى پیش، درهمان دم

۱۱

sure

یقیناً، محققاً، مسلماً، به طور حتم

۱۲

apropos

بجا، بموقع، شایسته

۱۳

reality

حقیقت، واقعیت، هستى، اصلیت، اصالت وجود

۱۴

honestly

راستکار، راد، درست کار، امین، جلال، بى غل و غش، صادق، عفیف

۱۵

incidentally

ضمنا، اتفاقا، لزوما، به طور لزوم