فرهنگ آریان‌پور

راستوار

#۱۰۱٬۲۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

directly

دستور دادن، امر کردن (به)، اداره کردن، هدایت کردن، نظارت کردن (بر) ـ معطوف داشتن، متوجه ساختن، قراول رفتن، مستقیم direct