فرهنگ آریان‌پور

راستگو

#۱۰۱٬۲۶۲

معنی‌های انگلیسی
۱

veracious

راستگو، درست، حقیقى، واقعى

۲

soiothfast

راستگو، باوفا، قابل اعتماد، با حقیقت

۳

sooth

راستى، براستى، درحقیقت، راستگو، تسکین دهنده، تفال، پیشگویى، ضرب المثل TRUE

۴

truthful

(truthfully =) ـ راستگو، صادق، راست، از روى صدق وصفا

۵

veridical

از روى حقیقت گویى، راستگو، صادق، خالص

۶

truthfully

(truthful =) ـ راستگو، صادق، راست، از روى صدق وصفا

۷

free

آزاد، مستقل، میدانى، مطلق، اختیارى، مختار، مجانى، رایگان، سخاوتمندانه، روا، مجاز، منفصل، رها، به طور مجانى، آزاد کردن، ترخیص کردن

۸

foursquare

چهار ضلعى، مربع، لوزى، چهارگوش، محکم

۹

straightforward

راست، درست، بى پرده، رک، سر راست، آسان