واژههای فارسی←راست کردن چیز خمیدهفرهنگ آریانپورراست کردن چیز خمیده#۱۰۱٬۲۱۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱unbend(past: unbent ; past participle: unbent) ـ باز کردن، رها کردن، شل کردن، راست کردنواژههای نزدیک در الفبارابطه یا مخابره بین چند مرکزمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرابیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرابیتسمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرابین هودمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرابین هود یاغی جنگل نشین و جوانمرد انگلیسیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرابینیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر