فرهنگ آریان‌پور

راست کردن

#۱۰۱٬۲۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

deskew

راست کردن، اریب زدایى کردن

۲

straighten

راست کردن، درست کردن، مرتب کردن

۳

erect

عمودى، قائم، راست، سیخ، راست کردن، شق شدن، افراشتن، برپا کردن، بنا کردن

۴

unbend

(past: unbent ; past participle: unbent) ـ باز کردن، رها کردن، شل کردن، راست کردن