فرهنگ آریانپور
راست کردن
#۱۰۱٬۲۰۹
deskew
راست کردن، اریب زدایى کردن
straighten
راست کردن، درست کردن، مرتب کردن
erect
عمودى، قائم، راست، سیخ، راست کردن، شق شدن، افراشتن، برپا کردن، بنا کردن
unbend
(past: unbent ; past participle: unbent) ـ باز کردن، رها کردن، شل کردن، راست کردن