فرهنگ آریانپور
راست - سر -
#۱۰۱٬۱۶۷
directly
دستور دادن، امر کردن (به)، اداره کردن، هدایت کردن، نظارت کردن (بر) ـ معطوف داشتن، متوجه ساختن، قراول رفتن، مستقیم direct
upstanding
مستقیم، قائم، سر راست، خوش هیکل، شرافتمند
straightish
راست، مستقیم، رک، سر راست
straightway
بلادرنگ، فوراً، مستقیما، سر راست
straightforward
راست، درست، بى پرده، رک، سر راست، آسان