فرهنگ آریان‌پور

راس

#۱۰۱٬۱۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

vertex

راس، تارک، نوک، سر، فرق، قله

۲

cap

(capa =) ـ طاق، کلاه، سرپوش، کلاهک، راس، با کلاهک پوشاندن، پوشش دار کردن، سلام دادن به وسیله برداشتن کلاه از سر، سربطرى یا قوطى

۳

tip

پول چاى، انعام، اطلاع محرمانه، ضربت آهسته، نوک گذاشتن، نوک دار کردن، کج کردن، سرازیر کردن، یک ور شدن، انعام دادن، محرمانه رساندن، نوک، سرقلم، راس، تیزى نوک چیزى

۴

top

سر، نوک، فرق، رو، قله، اوج، راس، روپوش، کروک، رویه، درجه یک فوقانى، کج کردن، سرازیر شدن، بالا، فوقانى، عالى

۵

head

نوک، سر، کله، راس، عدد، ابتدا ى، انتها، دماغه، دهانه، رئیس، سالار، عنوان، موضوع، منتها درجه، موى سر، فهم، خط سر، فرق، سرصفحه، سرستون، سر درخت، اصلى، عمده، مهم سر گذاشتن به، داراى سر کردن، ریاست داشتن بر، رهبرى کردن، دربالا واقع شدن head ـ (58)

۶

peak

قله، به قله رسیدن، نوک، راس، کلاه نوک تیز، (مجازى) منتها درجه، حداکثر، کاکل، فرق سر، دزدیدن، تیز شدن، به صورت نوک تیز درآمدن، به نقطه اوج رسیدن، نحیف شدن

۷

apex

اوج، نوک، سر، راس زاویه، تارک

۸

climax

اوج، راس، قله، منتها درجه، به اوج رسیدن

۹

pinnacle

اوج، منتهى درجه، قله نوک تیز، راس، برج

۱۰

fastigium

نوک، راس، (کالبد شکافى) راس قسمت فوقانى بطن چهارم

۱۱

promontory

دماغه بلند، راس، پرتگاه، برآمدگى، دماغه

۱۲

copartnership

رداى روحانى، جبه، نوک، راس، پوشاندن، قطع کردن

۱۳

cusp

نوک تیز منقار، نوک هلال، غره برج

۱۴

crest

تاج، کلاله، قله، یال، بالاترین درجه، به بالاترین درجه رسیدن، ستیغ