فرهنگ آریان‌پور

رادیویی

#۱۰۱٬۰۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

radio

رادیو، رادیویى، با رادیو مخابره کردن، پیام رادیویى فرستادن

۲

broadcast

(past: broadcast ; past participle: broadcast) ـ پراکندن، داده پراکنى، منتشر کردن، اشاعه دادن، رساندن، پخش کردن (از رادیو)، سخن پراکنى