فرهنگ آریان‌پور

رادع

#۱۰۱٬۰۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

impediment

مانع، عایق، رادع، محظور، اشکال، گیر

۲

bar

میله، شمش، مانع شدن، میل، تیر، نرده حایل، (مجازى) مانع، جاى ویژه زندانى در محکمه، دادگاه، هیئت وکلا، میکده، بار مشروب فروشى، از بین رفتن (ادعا) رد کردن دادخواست، بستن، مسدود کردن، بازداشتن، ممنوع کردن، بجز، به استثناء، بنداب

۳

balk

مرز، زمین شخم نشده، (مج) مانع، مایه ى لغزش، طفره رفتن از، امتناع ورزیدن، رد کردن، زیرش زدن

۴

clog

کنده، کلوخه، قید، پابند، ترمز سنگین کردن، کند کردن، مسدود کردن، بستن (لوله)، متراکم و انباشته کردن، زیادى پر کردن، لخته شدن

۵

hedge

چپر، خارپشته، پرچین، حصار، راه بند، مانع، پرچین ساختن، خاربست درست کردن، احاطه کردن، طفره زدن، از زیر (چیزى) در رفتن

۶

check

مقابله، مقابله کردن، بررسى، بررسى کردن، جلوگیرى کردن از، ممانعت کردن، سرزنش کردن، رسیدگى کردن، تطبیق کردن، نشان گذاردن، چک بانک check ـ (48)

۷

obstacle

گیر، مانع، رداع، سد جلو راه، محظور، پاگیر

۸

roadblock

وسیله انسداد جاده

۹

hindrance

پاگیرى، بازماندگى، اذیت، آزار، مانع، سبب تاخیر

۱۰

constraint

قید، محدودیت، اجبار، اضطرار، فشار، گرفتارى، توقیف

۱۱

encumbrance

بار، قید، مانع، اسباب زحمت، گرفتارى، گرو

۱۲

stumbling block

سنگ لغزش، مانع، موجب لغزش، سبب سقوط