فرهنگ آریان‌پور

راحت کردن

#۱۰۱٬۰۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

ease

آسانى، سهولت، آسودگى، راحت کردن، سبک کردن، آزاد کردن

۲

relax

لینت دادن، شل کردن، کم کردن، تمدد اعصاب کردن، راحت کردن

۳

alight

روشن، شعله ور، سوزان، سبک کردن، راحت کردن، تخفیف دادن، روشن کردن، آتش زدن، برق زدن، پیاده شدن، فرود آمدن

۴

lighten

سبک کردن، سبکبار کردن، راحت کردن، کاستن، مثل برق درخشیدن، درخشیدن، روشن کردن، تنویر فکر کردن