فرهنگ آریانپور
رابط
#۱۰۰٬۹۳۷
internuncial
رابط
go between
رابط، میانجى، واسطه، دلال، دلال محبت
liaison
رابطه نامشروع، بستگى، رابطه، ارتباط، رابط
connector
بست، اتصال، رابط، متصل کننده
connective
کلمه ربط یا عطف، ربط، پیوندى، رابط، متصل کننده
copulative
وابسته به جفت گیرى، مقاربتى، رابط، ربطى
connection
(connexion =) ـ پیوستگى، اتصال، وابستگى، نسبت، مقام، خویش، رابطه، بستگى connection gobetween
bridge
پل، جسر، برآمدگى بینى، (دریانوردى) سکویى درعرشه کشتى که مورد استفاده کاپیتان و افسران قرار مى گیرد، بازى ورق، پل ساختن، اتصال دادن
adapter
وفق دهنده، سازگارگر، جرح و تعدیل کننده
adaptor
سازگارگر، وفق دهنده، جرح و تعدیل کننده
intermediary
میانجى، وساطت کننده، مداخله کننده، وساطت، مداخله