فرهنگ آریان‌پور

را ذوب کردن - یخ -

#۱۰۰٬۸۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

unfreeze

(past: unfroze ; past participle: unfrozen) ـ آب کردن، یخ را ذوب کردن