واژههای فارسی←را بجا اوردن - مراسمی -فرهنگ آریانپوررا بجا اوردن - مراسمی -#۱۰۰٬۸۱۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱officiateمراسمى را بجا آوردن، اداره کردن، به عنوان داور مسابقات را اداره کردنواژههای نزدیک در الفبارا باطل کردن - طلسم -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرا بالا انداختن - شانه -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرا بالا بردن - مبلغ -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرا بالجن و گل - خود -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرا ببازی گذراندن - وقت -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرا ببطالت گذاندن - وقت -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر