ذوق
#۱۰۰٬۷۲۶
gusto
ذوق، درک، احساس، مزه، طعم، لذت
verve
ذوق، حرارت، استعداد، زنده دلى، سبک روحى
goo
مزه و طعم تند، بوى نامطبوع، میل، ذوق، رغبت، ماده چسبنده و لزج، چسبناک
zeal
جانفشانى، شوق، ذوق، حرارت، غیرت، حمیت، گرمى، تعصب، خیر خواهى، غیور، متعصب
taste
چشیدن، لب زدن، مزه کردن، مزه دادن، مزه، طعم، چشایى، ذوق، سلیقه
vertu
(virtu =) ـ ذوق، عشق و هنر، اثر هنرى، فضیلت
virtu
(vertu =) ـ ذوق، عشق و هنر، اثر هنرى، فضیلت
liking
(معنى مجازى) میل، تمایل، ذوق، علاقه، حساسیت، شهوت و میل، مهر
relish
ذائقه، مزه، طعم، چاشنى، ذوق، رغبت، اشتها، مزه آوردن، خوش مزه کردن، با رغبت خوردن، لذت بردن از
penchant
میل شدید، علاقه، ذوق، میل وافر، آمادگى
gift
بخشش، پیشکشى، پیشکش، نعمت، موهبت، استعداد، پیشکش کردن (به)، بخشیدن (به)، هدیه دادن، داراى استعداد کردن، ره آورد، هدیه
birth
زایش، تولد، پیدایش، آغاز، زاد، آغاز کردن، زادن
flair
شامه سگ، بویایى، (مجا) قوه تشخیص، فراست، استعداد، خصیصه
imagination
پندار، تصور، تخیل، انگاشت، ابتکار