فرهنگ آریان‌پور

ذلیل کردن

#۱۰۰٬۶۵۹

معنی‌های انگلیسی
۱

oppress

ذلیل کردن، ستم کردن بر، کوفتن، تعدى کردن، درمضیقه قرار دادن، پریشان کردن

۲

smite

(past: smote ; past participle: smitten) ـ زدن، شکست دادن، خرد کردن، شکستن، کشتن، ذلیل کردن، کوبیدن