واژههای فارسی←ذراتفرهنگ آریانپورذرات#۱۰۰٬۴۶۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱ingredientجزء، جزء ترکیبى، (در جمع) اجزاء، ذرات، داخل شونده، عوامل، عناصرواژههای نزدیک در الفباذرات - بین -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیذرات بنیادی اتممشاهده معنی و ترجمه انگلیسیذرات چربی در ابمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیذرات خوراک از دهان پراندنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیذرات رادیواکتیومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیذرات رادیواکتیوی که از جو بزمین می ریزدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر