فرهنگ آریان‌پور

ذاتا

#۱۰۰٬۴۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

essentially

اصلاً، دراصل، ذاتا، به طور ضرورى

۲

innately

درون زاد، ذاتى، فطرى، جبلى، مادرزاد، طبیعى، لاینفک، اصلى، داخلى، درونى، چسبنده، غریزى intrinsically

۳

naturally

به طور طبیعى، بومى وار، خود به خود، طبعاً، مسلماً، البته، بدیهى است quintessentially

۴

inherently

ذاتى، اصلى، چسبنده inherent