فرهنگ آریان‌پور

دیوانه کننده

#۱۰۰٬۳۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

madding

دیوانه، عصبانى، از جا در رفته، شیفته، عصبانى کردن، دیوانه کردن mad

۲

maddening

دیوانه کردن، عصبانى کردن، دیوانه شدن