فرهنگ آریان‌پور

دیوانه کردن

#۱۰۰٬۳۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

craze

دیوانه کردن، فکر کسى را مختل کردن، دیوانگى، شور، شوق، ترک، شکاف

۲

frenzy

دیوانه کردن، شوریده کردن، آشفتن، دیوانگى آنى، شوریدگى، هیجان

۳

madden

دیوانه کردن، عصبانى کردن، دیوانه شدن

۴

mad

دیوانه، عصبانى، از جا در رفته، شیفته، عصبانى کردن، دیوانه کردن

۵

moon

ماه، مهتاب، سرگردان بودن، آواره بودن، ماه زده شدن، دیوانه کردن، بیهوده وقت گذراندن

۶

derange

بر هم زدن، بى ترتیب کردن، دیوانه کردن

۷

distract

حواس (کسى را) پرت کردن، گیج کردن، پریشان کردن، دیوانه کردن