فرهنگ آریان‌پور

دیوانه‌ کردن

#۱۰۰٬۳۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

craze

دیوانه کردن، فکر کسى را مختل کردن، دیوانگى، شور، شوق، ترک، شکاف

۲

madden

دیوانه کردن، عصبانى کردن، دیوانه شدن

۳

derange

بر هم زدن، بى ترتیب کردن، دیوانه کردن

۴

unhinge

از لولا در آوردن، مختل کردن، باز کردن، گشودن، دچار اختلال مشاعر کردن