فرهنگ آریان‌پور

دیوانه شدن

#۱۰۰٬۳۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

rave

دیوانه شدن، جار و جنجال راه انداختن، با بى حوصلگى حرف زدن، دیوانگى، غوغا

۲

madden

دیوانه کردن، عصبانى کردن، دیوانه شدن

۳

wig

کلاه گیس، گیس ساختگى، موى مصنوعى، داراى گیس مصنوعى کردن، سرزنش کردن