فرهنگ آریان‌پور

دیوانه

#۱۰۰٬۳۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

crazed

دیوانه، مودار

۲

berserk

دیوانه، شوریده، آشفته، از جا دررفته

۳

berserker

دیوانه، شوریده، آشفته، از جا در رفته

۴

brainsick

دیوانه، گیج

۵

loco

گون کتیرا، نوعى گل زبان در قفا، مسموم شدن، مجنون، دیوانه

۶

batty

چوگان مانند، (مجازى) دیوانه، احمق

۷

bedlam

تیمارستان، دیوانه، وابسته به دیوانه ها یا دیوانه خانه

۸

cracked

ترک دار، مودار، دیوانه، مخبط

۹

crackpot

(زبان عامیانه) دیوانه بى آزار، خل زن‌ madwoman خودمانی‌

۱۰

crackers

یک جور شیرینى، ترقه، کلوچه کوچک، فندق شکن cracker حقوق‌

۱۱

non compos mentis

داراى فکر معلول، فاقد قوه تعقل و ادراک bonkers