فرهنگ آریان‌پور

دیوانگی

#۱۰۰٬۳۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

furor

دیوانگى، خشم زیاد، عشق مفرط، غضب

۲

mania

دیوانگى، شیدایى، عشق، هیجان بى دلیل و زیاد

۳

lunacy

دیوانگى، جنون، حماقت

۴

madness

دیوانگى

۵

insanity

دیوانگى، جنون

۶

craziness

دیوانگى

۷

amuck

(amok =) ـ یک نوع جنون در اثر مرض مالاریا که منجر به خودکشى مى شود، دیوانگى

۸

craze

دیوانه کردن، فکر کسى را مختل کردن، دیوانگى، شور، شوق، ترک، شکاف

۹

phrensy

(frenzy =) ـ دیوانگى، شور

۱۰

dementia

(پزشکى) دیوانگى، جنون، سفه

۱۱

delirium

سرسام، هذیان، پرت گویى، دیوانگى

۱۲

derangement

اختلال، دیوانگى

۱۳

distraction

گیجى، حواس پرتى، دیوانگى

۱۴

amok

آدمکشى کردن، لذت بردن از آدم کشى، مجنون، شخص عصبانى و دیوانه، درحال جنون daftness

۱۵

insane

دیوانه، مجنون، بى عقل، احمقانه

۱۶

aberration

خبط، گمراهى، انحراف، کجراهى، (پزشکى) عدم انطباق کانونى