واژههای فارسی←دیگری کردن - جانشین -فرهنگ آریانپوردیگری کردن - جانشین -#۱۰۰٬۱۲۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱subrogateقائم مقام تعیین کردن، به جاى دیگرى تعهداتى بعهده گرفتن، جانشین دیگرى کردنواژههای نزدیک در الفبادیگ زودپزمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدیگ زودپز پختن بامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدیگ سازمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدیگ سفالیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدیگ سنگمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدیگ گدازمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر