فرهنگ آریان‌پور

دیگری کردن - جانشین -

#۱۰۰٬۱۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

subrogate

قائم مقام تعیین کردن، به جاى دیگرى تعهداتى بعهده گرفتن، جانشین دیگرى کردن