دیگر
#۱۰۰٬۰۹۲
other
دیگر، غیر، نوع دیگر، متفاوت، دیگرى other t'
another
دیگر، دیگرى، جدا، علیحده، یکى دیگر، شخص دیگر
else
(other =) ـ دیگر، جز این
next
بعد، دیگر، آینده، پهلویى، جنبى، مجاور، نزدیک ترین، پس از آن، سپس، جنب، کنار
again
دگربار، پس، دوباره، باز، یک بار دیگر، دیگر، از طرف دیگر، نیز، بعلاوه، از نو
thence
از آنجا، از آن زمان، پس از آن، از آن جهت، دیگر
tother
دیگرى، دومى، دوم، بعدى، دیگر، نفر بعدى
anymore
بیش از این ها، دیگر
further
بیشتر، دیگر، مجدد، اضافى، زائد، بعلاوه، بعدى، دورتر، جلوتر، پیش بردن، جلو بردن، ادامه دادن، پیشرفت کردن، کمک کردن به
alternative
شق، شق دیگر، پیشنهاد متناوب، چاره، متناوب، تناوبى، دیگر
more
بیشتر، زیادتر، بیش
after
پس از، بعد از، در عقب، پشت سر، درپى، در جستجوى، در صدد، مطابق، بتقلید، به یادبود
extra
زیادى، زائد، فوق العاده، اضافى، بزرگ، یدکى، (پیشوند) خارجى، بسیار، خیلى
following
پیروى کردن از، متابعت کردن، دنبال کردن، تعقیب کردن، فهمیدن، درک کردن، در ذیل آمدن، منتج شدن، پیروى، استنباط، متابعت follow