فرهنگ آریان‌پور

دیگر

#۱۰۰٬۰۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

other

دیگر، غیر، نوع دیگر، متفاوت، دیگرى other t'

۲

another

دیگر، دیگرى، جدا، علیحده، یکى دیگر، شخص دیگر

۳

else

(other =) ـ دیگر، جز این

۴

next

بعد، دیگر، آینده، پهلویى، جنبى، مجاور، نزدیک ترین، پس از آن، سپس، جنب، کنار

۵

again

دگربار، پس، دوباره، باز، یک بار دیگر، دیگر، از طرف دیگر، نیز، بعلاوه، از نو

۶

thence

از آنجا، از آن زمان، پس از آن، از آن جهت، دیگر

۷

tother

دیگرى، دومى، دوم، بعدى، دیگر، نفر بعدى

۸

anymore

بیش از این ها، دیگر

۹

further

بیشتر، دیگر، مجدد، اضافى، زائد، بعلاوه، بعدى، دورتر، جلوتر، پیش بردن، جلو بردن، ادامه دادن، پیشرفت کردن، کمک کردن به

۱۰

alternative

شق، شق دیگر، پیشنهاد متناوب، چاره، متناوب، تناوبى، دیگر

۱۱

more

بیشتر، زیادتر، بیش

۱۲

after

پس از، بعد از، در عقب، پشت سر، درپى، در جستجوى، در صدد، مطابق، بتقلید، به یادبود

۱۳

extra

زیادى، زائد، فوق العاده، اضافى، بزرگ، یدکى، (پیشوند) خارجى، بسیار، خیلى

۱۴

following

پیروى کردن از، متابعت کردن، دنبال کردن، تعقیب کردن، فهمیدن، درک کردن، در ذیل آمدن، منتج شدن، پیروى، استنباط، متابعت follow