فرهنگ آریان‌پور

دیسه

#۱۰۰٬۰۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

form

ورقه، صورت، دیس، شکل، تشکیل دادن، ریخت، ترکیب، تصویر، وجه، روش، طریقه، برگه، فرم، ساختن، به شکل درآوردن، قالب کردن، پروردن، شکل گرفتن، سرشتن، فراگرفتن

۲

shape

شکل، صورت، قواره، ریخت، اندام، تجسم، شکل دادن به، سرشتن، شکل دادن

۳

formula

فورمول، فرمول، قاعده، دستور، قاعده رمزى، ورد

۴

picture

تصویر، عکس، منظره، سینما، با عکس نشان دادن، روشن ساختن، نقاشى کردن، تصور، وصف، مجسم کردن

۵

depiction

نمایش، ترسیم، نگارش، تعریف

۶

formation

آرایش، شکل، ساختمان، تشکیلات، احداث، صف آرایى، تشکیل، رشد، ترتیب قرار گرفتن