فرهنگ آریانپور
آب
#۱
water
آب، آبگونه، پیشاب، مایع، آب دادن
aqua
آب، محلولى به شکل آب، آبرو، عرق
bree
آب، دریا، آبگوشت
juice
آب میوه، شیره، عصاره، شربت، جوهر
aqueous
آب، آبدار
hydro
(انگلیس) هتل یا مهمانخانه اى که مجاور آب معدنى ساخته مى شود، نیروى محرکه آب (hydr =) ـ پیشوندى است به معنى " آبدار " و " آبزى "
rinse
با آب شستن، با آب پاک کردن، شستشو
wet
(past: wetted, wet ; past participle: wetted, wet) ـ تر، مرطوب، خیس، بارانى، اشکبار، ترى، رطوبت، تر کردن، مرطوب کردن، نمناک کردن
moisture
رطوبت، نم