فرهنگ آریان‌پور

آب

#۱

معنی‌های انگلیسی
۱

water

آب، آبگونه، پیشاب، مایع، آب دادن

۲

aqua

آب، محلولى به شکل آب، آبرو، عرق

۳

bree

آب، دریا، آبگوشت

۴

juice

آب میوه، شیره، عصاره، شربت، جوهر

۵

aqueous

آب، آبدار

۶

hydro

(انگلیس) هتل یا مهمانخانه اى که مجاور آب معدنى ساخته مى شود، نیروى محرکه آب (hydr =) ـ پیشوندى است به معنى " آبدار " و " آبزى "

۷

rinse

با آب شستن، با آب پاک کردن، شستشو

۸

wet

(past: wetted, wet ; past participle: wetted, wet) ـ تر، مرطوب، خیس، بارانى، اشکبار، ترى، رطوبت، تر کردن، مرطوب کردن، نمناک کردن

۹

moisture

رطوبت، نم