گروه الفبایی

واژه‌های «هو…»

صفحه ۳ از ۵ · ۵۰۲ واژه

هواناومعنی و ترجمه انگلیسی ←هواناو بادکنکیمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوانوردمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوانورد - زن -معنی و ترجمه انگلیسی ←هوانوردیمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوانهمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوانیروزمعنی و ترجمه انگلیسی ←هواو هوسمعنی و ترجمه انگلیسی ←هواوهوسمعنی و ترجمه انگلیسی ←هواویزهمعنی و ترجمه انگلیسی ←هواه خواه سیاسیمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوای‌ ابری و بارانی و سردمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوای‌ اتاق را عوض‌ کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوای ارام و خشک و صافی که در اواخر پائیز در شمال ایالات متحده امریکا مشاهده می شودمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوای ازاد - در -معنی و ترجمه انگلیسی ←هوای الوده به دود و بخارمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوای بارانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوای بدمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوای تازهمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوای‌ خشک و ملایم پاییزمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوای‌ خفهمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوای‌ خفه در اتاقمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوای خفه و گرفته - استشمام -معنی و ترجمه انگلیسی ←هوای داخل سفینه را - فشار -معنی و ترجمه انگلیسی ←هوای زیر صفر درجهمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوای سردمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوای سرد که در - جریان -معنی و ترجمه انگلیسی ←هوای صافمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوای صاف - دارای -معنی و ترجمه انگلیسی ←هوای‌ کثیفمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوای‌ کهنهمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوای‌ کهنه و کثیفمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوای گرفتهمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوای گرفته و ابریمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوای گرفته و خفهمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوای گرگ و میشمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوای گرممعنی و ترجمه انگلیسی ←هوای گرم - جبهه -معنی و ترجمه انگلیسی ←هوای‌ گرم طولانیمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوای‌ گرم و مطبوع در اتاقمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوای مایع شدهمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوای منقلبمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوای نفسمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوای نفس - تسلیم -معنی و ترجمه انگلیسی ←هوای نفس شده - تسلیم -معنی و ترجمه انگلیسی ←هوای یخبندانمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوایا اب شناور ساختن - روی -معنی و ترجمه انگلیسی ←هوایشمعنی و ترجمه انگلیسی ←هواییمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوایی - اژیر -معنی و ترجمه انگلیسی ←هوایی - باربری -معنی و ترجمه انگلیسی ←هوایی - پایگاه -معنی و ترجمه انگلیسی ←هوایی - پدیده -معنی و ترجمه انگلیسی ←هوایی - ترن -معنی و ترجمه انگلیسی ←هوایی - جن -معنی و ترجمه انگلیسی ←هوایی - جوخه -معنی و ترجمه انگلیسی ←هوایی - خط -معنی و ترجمه انگلیسی ←هوایی - راه -معنی و ترجمه انگلیسی ←هوایی - ریشه -معنی و ترجمه انگلیسی ←هوایی - سرویس -معنی و ترجمه انگلیسی ←هوایی - سیم -معنی و ترجمه انگلیسی ←هوایی - سیمکش -معنی و ترجمه انگلیسی ←هوایی - شکاف -معنی و ترجمه انگلیسی ←هوایی - فضای -معنی و ترجمه انگلیسی ←هوایی - لشکر -معنی و ترجمه انگلیسی ←هوایی - مسافرت -معنی و ترجمه انگلیسی ←هوایی - منظره -معنی و ترجمه انگلیسی ←هوایی - موشک -معنی و ترجمه انگلیسی ←هوایی - نیروی -معنی و ترجمه انگلیسی ←هوایی پرندگان مهاجر - راه -معنی و ترجمه انگلیسی ←هوایی دریا - منظره -معنی و ترجمه انگلیسی ←هوایی رادیو - انتن -معنی و ترجمه انگلیسی ←هوایی زدن - توپ -معنی و ترجمه انگلیسی ←هوایی کوچک - جن -معنی و ترجمه انگلیسی ←هوبرهمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوت‌ کشیدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوتخشمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوتخش پارکمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوتخش‌ گراییمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوتخشانمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوتخشانهمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوتخشگرمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوتخشیمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوتخشی شدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوتخشی‌ کردنمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوتکمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوچکین - بیماری -معنی و ترجمه انگلیسی ←هوچیمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوچی بازیمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوچی‌ گریمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوچی‌ گری سیاسیمعنی و ترجمه انگلیسی ←هودمعنی و ترجمه انگلیسی ←هود یاغی جنگل نشین - رابین -معنی و ترجمه انگلیسی ←هودجمعنی و ترجمه انگلیسی ←هودسن - خلیج -معنی و ترجمه انگلیسی ←هودهمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوده دارمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوده‌ گزینشمعنی و ترجمه انگلیسی ←هورمعنی و ترجمه انگلیسی ←هورامعنی و ترجمه انگلیسی ←هورا کشیدنمعنی و ترجمه انگلیسی ←هورا گفتن - هورا -معنی و ترجمه انگلیسی ←هورا هورا گفتنمعنی و ترجمه انگلیسی ←هورا!معنی و ترجمه انگلیسی ←هوراس شاعر لاتینمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوراس شاعر لاتین - وابسته به-معنی و ترجمه انگلیسی ←هورت - پرهارت -معنی و ترجمه انگلیسی ←هورمنمعنی و ترجمه انگلیسی ←هورمن جنسی زنانه که موجب بروز صفات جنسی ثانویه زنان می شودمعنی و ترجمه انگلیسی ←هورمن قسمت مرکز غده فوق کلیه که بالا برنده ی خون و فشارخون استمعنی و ترجمه انگلیسی ←هورمونمعنی و ترجمه انگلیسی ←هورمون زایش‌ انگیزمعنی و ترجمه انگلیسی ←هورمون گیاهیمعنی و ترجمه انگلیسی ←هورمون مربوط به قبل از دوره حاملگیمعنی و ترجمه انگلیسی ←هورمون مردیمعنی و ترجمه انگلیسی ←هورمون های جنسی که باعث ایجاد صفات ثانویه جنسی در مرد می شوندمعنی و ترجمه انگلیسی ←هورمونیمعنی و ترجمه انگلیسی ←هورمونی که موجب ترشح شیره معده می گرددمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوزمعنی و ترجمه انگلیسی ←هوسمعنی و ترجمه انگلیسی ←